چرا دين، شراب را حرام مي داند؟
چرا خدا شراب را تحريم کرده است؟
در تئوري اسلامي فلاح (يا زندگي خوب پايدار)، شرور و موانع زندگي خوب، برشمرده و نسبت به آنها نهي شده، که يکي از آنها شراب است. قرآن کريم، شراب را از شروري ميداند که رسيدن به فلاح يا همان زندگي خوب پايدار را سد ميکند و به همين دليل، در آيهي 90 سورهي «مائده» راه رسيدن به آن را اجتناب و دوري از شيطان ميداند: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» هرچند ممکن است شراب لذتي آني داشته باشد و فرد را براي لحظاتي از مشکلات و سختيها رها سازد؛ اين حالت پايدار نيست و پيامدهاي منفي فراواني دارد و لذا پايداري زندگي خوب را تهديد خواهد کرد. اسلام از همان آغاز شراب را تحريم ميکند البته در بيان آن از شيوهي «نرم به سخت» استفاده کرده است؛ يعني نخست شراب را، نه صريحا بلکه در ضمن عنوان گناه، که عنواني عام است، تحريم ميکند (اعراف/33). سپس صريحا اعلام ميکند شراب گناه است (بقره/219). و بعد، نماز خواندن در حال مستي را نهي ميکند (نساء/ 43).
و در نهايت در آيهي 90 سورهي «مائده» با تأکيد هرچه بيشتر- که به نظر مرحوم علامه طباطبايي به ده درجه ميرسد- تحريم آن را بيان ميکند. (ر.ک: ترجمهي الميزان ج 6 ص 174) بنابراين، دليل تحريم شراب آن است که زندگي خوب را تهديد ميکند.
امام کاظم(ع) ميفرمايد «خداوند عزوجل شراب را به خاطر نامش حرام نکرده، بلکه به سبب پيامدهاي آن حرامش کرده است. پس، هر چيزي که پيامدهاي شراب را داشته باشد آن نيز شراب است. (الکافي، ج 6 ص 412 ح 2) و همان حکم را دارد.» در صدر اسلام، بيشتر شراب انگور وجود داشت. به مرور زمان که انواع ديگري اضافه شد، حکم شراب انگور نيز به آنان تعميم داده شد، چراکه اثر يکسان داشتند.
چرا شراب زندگي خوب را تهديد ميکند؟
اين امر يک دليل بنيادين و يکسري پيامدهاي منفي دارد. شرابنوشي موجب يک تغيير و نقص مهم و اساسي در انسان ميشود و سپس به دنبال آن و در اثر آن نقص، يکسري آثار منفي پديد ميآيد. اثر بنيادين شرب را چند امر روشن ميکند:
از سويي، زندگي خوب، يک زندگي عالمانه و مبتني بر فهم و درک است، نه جهالت و ناداني. با ناداني و سردرگمي نميتوان به زندگي خوب دست يافت. کسي که قدرت درک و فهم نداشته باشد و نتواند خوب را از بد «تميز» دهد، نميتواند از شرور گذر کند (ناتواني در فوز) و لذا به فلاح نخواهد رسيد. به تصريح قرآن کريم، شراب قدرت درک و فهم انسان را از بين ميبرد، لذا نماز خواندن در حال مستي نهي ميشود تا آن که فرد بفهمد چه ميگويد (حتي تعلموا ما تقولون).
از سوي ديگر، زندگي خوب متوقف بر گذر از شرور است (فوز) و البته اين شرور، توأم با لذت و منفعت آني است. ازا ين رو، گذر از شرور شيرين، نيازمند يک توان دروني است. يک قدرت نفساني نياز است تا فرد بتواند از لذتهايي که پيامد منفي دارند و زندگي خوب پايدار را تهديد ميکنند، دوري کند. شراب موجب از بين رفتن توان بازداري ميشود. کسي که شراب ميخورد، قدرت بازداري از شرور را نخواهد داشت. توان بازداري، همان چيزي است که در ادبيات دين به نام «تقوا» خوانده ميشود.
ترکيب اين دو (علم و تقوا) در معارف اسلامي، «عقل» ناميده ميشود. عقل ترکيبي از شناخت و بازداري است. اثر بنيادين شراب اين است که عقل را از بين ميبرد. امام رضا(ع) «تغيير عقول» را علت تحريم شرابب (عيون اخبار الرضا(ع): ج 2 ص 98 ح 2، عللالشرايع: ص 475 ح 1) و امام علي (ع) ترک شراب را مايهي «تحصين عقل» ميداند (نهجالبلاغه: حکمت 252). تحصين يعني در قلعه و دژ قرار دادن. پس در حقيقت دليل ترک شراب، «حراست از عقل» است. اگر عقل نباشد، فهم و بازداري از بين ميرود.
از عوامل دستيابي به زندگي خوب پايدار (فلاح)، ايمان است. ايمان يعني باور به خداوند متعال بهعنوان منبع اصلي و بيجايگزين خير و خوبي. اگر اين باور نباشد، راه شناخت واقعي و تمييز آن از شر بسته ميشود. هرچند عقل جايگاه بسيار ارزشمندي دارد، بدون ايمان ممکن است به خطا رود. عقل بايد مواد تعقل را از خدا بگيرد و راه آن باور داشتن خداست که در ادبيات دين با تعبيرهاي «عقل عنالله/ تعقل عنالله) و مانند آن آمده است. در حقيقت ايمان، منبع تغذيهي عقل است. کاري که شراب انجام ميدهد اين است که ايمان را از بين ميبرد. شراب و ايمان در يکجا جمع نميشوند (جامعالاخبار: ص 429 ح 1199) و لذا رابطهي عقل را با منبع خير قطع ميکند.
فقدان عقل و ايمان، از آثار بنيادين شرابنوشي است. وقتي ارتباط انسان با منبع خير قطع و عقل زائل شود، راه شرور و بديها باز ميشود. به همين دليل، در منابع اسلامي، شرابنوشي را «مادر خبائث» و «کليد شر» دانستهاند (جامعالاخبار: ص 423 ح 1176 و ص 425 ح 1186). چرا که عقل از بين ميرود و پيامدهاي منفي به دنبال ميآورد. در آيهي 91 سورهي «مائده» چند پيامد براي شراب بيان شده است. يکي عداوت و دشمني است.
نوشيدن شراب سبب از بين رفتن محبت بين فردي ميشود و رفتارهاي خشن و ظالمانه را به دنبال ميآورد. افزايش آمار خشونت در افراد مست بيشتر از ديگران است. ديگري مانع شدن از ياد خدا و سومي مانع شدن از نماز است. وقتي ياد خدا و نماز نباشد ارتکاب رفتارهاي زشت ممکن ميشود و آرامش از ميان ميرود. (إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمْ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَآءَ فِى الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ)
امام رضا(ع)، پس از تأکيد بر نقش شراب در از بين رفتن عقل و ايمان، انواع فساد از جمله قتل را ناشي از تأثير مصرف الکل ميداند (عيون اخبار الرضا (ع): ج 2 ص 98 ح 2، عللالشرايع: ص 475 ح 1). وقتي عداوت و دشمني به وجود آمد، ميتواند منجر به قتل نيز شود.
امام صادق (ع) در پاسخ به سوال مفضل از علت تحريم شراب فرمود: «خداوند شراب را به علت تأثير بد و فسادي که به وجود ميآورد حرام کرد؛ زيرا ميگسار دچار رعشه [در اندام] ميشود، و شراب نورانيت و جوانمردي و مروتش را از بين ميبرد و او را در ارتکاب کارهاي حرام و خونريزي و زنا، گستاخ ميکند. اين خطر برايش وجود دارد که چون مست و لايعقل شود حتي به محارم خود تجاوز کند. شراب بر شرابخوار جز شر و بدي نميافزايد.» (عللالشرايع: ص 476 ح2).
به دليل همين آثار است که پيامبر خدا (ص) ميفرمايد: «هرکه شب را به مستي گذراند تا صبح عروس شيطان باشد» (بحارالانوار: ج 79 ص148). و به همين دليل، کار همهي افرادي که در تهيهي شراب به نوعي نقش دارند، حرام است و مورد نفرين قرار ميگيرند؛ کشاورز، سازنده، ساقي، حملکننده، تحويلگيرنده، فروشنده، خريدار و مصرفکنندهي پول آن (امالي صدوق: ص 346 ح 1).
بنابراين به طور خلاصه، علت تحريم شراب، «صيانت نفس» است. آثار شراب، ثمرهاي جز نابودي فرد ندارد و ترک آن موجب صيانت نفس ميشود و اين چنان مهم است که حتي اگر کسي نه به خاطر خدا بلکه فقط به خاطر صيانت نفس، شراب را ترک کند، پاداش ميگيرد. پيامبر خدا(ص) ميفرمايد: «هر که براي غير خدا [هم که شده] شرابخواري را رها کند، خداوند او را از شراب [بهشتي] ناب و مهر شده بنوشاند. علي (ع) عرض کرد: «براي غير خدا؟!» حضرت فرمود: آري، به خدا قسم؛ حتي براي حفظ [سلامت] خويش (بحارالانوار: ج 79 ص 150).
چگونگي رفتار با شرابخوار
از مسائل مهم، چگونگي رفتار با شرابخوار است، که ميتواند نقش مهمي در افزايش فشار اجتماعي بر او و کاهش آسيب از طرف او به ديگران شود.
پيامبر خدا (ص) در اين باره فرمودهاند شرابخوار اگر سخني گفت باور نکنيد، اگر خواستاري کرد به او زن ندهيد، اگر بيمار شد به عيادتش نرويد، اگر مرد بر جنازهاش حاضر نشويد، و به او امانت مسپاريد و اگر کسي به وي امانتي سپرد و او آن را از بين برد، خدا جبران نميکند، و او را براي هيچ کاري اجير نکنيد زيرا خداوند ميفرمايد اموالتان را به نابخردان ندهيد و چه ديوانــــهاي نابخردتـــــر از شرابخوار است (وسائلالشيعه،ج 17، ص 250) و با او همنشين نشويد (بحارالانوار: ج 79 ص 148). شرابخوار به گوگرد ميماند؛ به او نزديک مشويد که شما را بدبو ميکند همچنان که گوگرد بدبو ميکند. شرابخوار شب و روز در خشم خداست.
هرکس شب را به مستي سر کند، تا صبح، عروس شيطان است. و از اين رو، صبح بايد غسل کند، همچنان که غسل جنابت ميکند! (بحارالانوار: ج79 ص 150). عروسي شيطان، هرچند شايد پر از رقص و پايکوبي و عيش و نوش باشد، فرداي زندگي را تباه و سياه ميکند. لباس اين عروس، سپيد و حرير [مينمايد]، اما در واقع سياه و پرخار [ميماند].
مجله روانشناسی سپیده دانایی به مدیر مسئولی دکتر محمود گلزاری هفته اول هر ماه در کیوسک های مطبوعاتی توزیع می شود.