جو را آرام کنيد!

شايد اصلي‌ترين قدم براي داشتن يک ارتباط خوب بين نوجوان و والدين ايجاد امنيت رواني است. يعني فراهم کردن محيطي که فرد در آن احساس آرامش و امنيت داشته باشد. در يک خانواده‌ي آرام، افراد احساس همبستگي دارند و حس مي‌کنند براي هم مهم‌اند و مي‌توانند روي کمک يكديگر حساب کنند. اما برعکس در خانواده‌هايي که تنش و درگيري بين والدين بالاست اين حس امنيت نابود مي‌شود و نوجوان امنيت را در بيرون از خانه جست‌وجو مي‌کند.

 

دمدمي‌مزاج نباشيد!

 والديني که ثبات عاطفي ندارند يا به تعبيري دمدمي‌مزاج هستند، در برقراري ارتباط مثبت و دوسويه با نوجوانان‌شان دچار مشکل مي‌شوند. يادتان باشد نوجوان به پدر و مادري كه از نظر عاطفي متزلزل باشد نمي‌تواند تكيه كند؛ بنابراين والدين بايد به بهداشت روان و سلامت رواني خود اهميت دهند تا بتوانند به‌عنوان فردي سالم در برقراري ارتباط با نوجوان‌شان توانمند باشند. يک نوجوان دختر وقتي هميشه مادرش را مضطرب و نگران مي‌بيند نمي‌تواند درباره‌ي مسائل خود با او به‌‌راحتي صحبت کند؛ يا پسر نوجواني که پرخاشگري‌هاي مدام پدر و از کوره در رفتن‌هاي او را هر روز مي‌بيند چگونه مي‌تواند با پدر احساس صميميت و نزديکي کند؟

نيمه‌ي پر ليوان را ببينيد!

   اين روزها بيشتر روابط والدين و نوجوانان تلاش براي تصحيح رفتارهاي اشتباه نوجوان است. آنها مدام توصيه مي‌کنند نوجوانان‌شان بيشتر درس بخوانند يا تلاش مي‌کنند عادت‌هاي به گمان خودشان اشتباه نوجوان‌ها را عوض کنند.

به زبان ساده پدر و مادرها در ارتباط با نوجوان هميشه نيمه‌ي خالي ليوان را مي‌بينند؛ مثلاً شکست‌ها، نمرات بد، دوستان بد و بدرفتاري‌ها. در حالي که در کنار اين موضوعات موفقيت‌ها و کارهاي خوب نوجوان به‌راحتي ناديده گرفته مي‌شود. «فاطمه کارنامه‌اش را با کلي ذوق به مادر نشان مي‌دهد و خوشحال است نمرات قابل قبول و خوبي دارد اما مادر به محض ديدن کارنامه به او مي‌گويد واقعاً خجالت نکشيدي ادبيات به اين آساني نمره‌ات 17 شده مگه از رياضي سخت‌تر بود يادته شب امتحان چند بار گفتم برو بخون گفتي بلدم اگه بلد بودي که الان نمره‌ات بايد 20 مي‌شد» اين بازخورد نامهربانانه‌ي مادر همه‌ي تلاش او براي امتحانات را زير سؤال مي‌برد.

مادر مي‌توانست اول نمرات خوب او را مثال بزند و از او به خاطر تلاشش تشكر کند و خوشحالي‌اش را به خاطر نمرات خوب دخترش نشان دهد و در فرصت مناسب به او مي‌گفت اميدوارم ترم بعد درس ادبياتت را هم جدي‌تر بخواني تا مثل بقيه‌ي نمره‌هايت عالي باشد.  در صحبت با نوجوان بايد تلاش کرد صحبت‌ها بيشتر مثبت و مشوق باشد تا منفي و سرزنشي. والديني که در مکالمات خود با نوجوان به رفتارها و ويژگي‌هاي مثبت او توجه مي‌کنند راحت‌تر مي‌توانند خطوط ارتباطي خود را با نوجوان‌شان گسترده کنند و نوجوان تمايل بيشتري به ارتباط با آنها خواهد داشت و احساسات، افکار، نگراني‌ها و غدغه‌هاي خود را راحت‌تر بازگو مي‌کند. در اين نوجوان صميميت و حس اعتماد به والدين راحت‌تر شکل مي‌گيرد و پدر و مادر به تكيه‌گاهي مطمئن براي درددل و صحبت كردن و راهنمايي خواستن  و مشورت تبديل مي شوند.

 

دنياي نوجوانان را درک کنيد!

شايد کمي سخت باشد اما نتيجه‌اش حتماً خوب خواهد بود: خودتان را جاي نوجوان‌تان بگذاريد يعني سعي کنيد بفهميد الان وضعيت و موقعيت را چگونه مي‌بيند و انگيزه‌اش از انجام کارهايش چيست؟ مثلاً چرا دوست دارد موهايش را اين مدلي درست کند؟ چرا اين رفتار را از خود نشان مي‌دهد و از همه مهم‌تر چه چيزي باعث مي‌شود تلاش کند بعضي چيزها را از شما مخفي کند؟ ترس او از شماتت يا سرزنش شما يا ترس از اينکه مانع انجام اين کار شويد يا چيزهاي ديگر؟ يکي از راه‌هايي است که به شما کمک مي‌کند بتوانيد از دريچه‌ي چشم‌هاي او دنيا را نگاه کنيد. مطالعه کردن درباره‌ي دنياي نوجواني يکي از راه‌هاي شناخت ويژگي‌هاي اين دوره‌ي سني است.

 

با او حرف بزنيد!

      اگر پدرو مادر ساعات زيادي از روز درگير انجام کارهاي خود هستند و نوجوان پشت درهاي بسته‌ي اتاق در دنياي اينترنت و فيلم غرق است و صحبت‌هاي مادرانه در حد «غذايت را خوردي»، «نمره‌ات چند شد؟»، «بيدار شو مدرسه دير شد» و صحبت‌هاي پدارانه در حد «پول توجيبي اين هفته‌ات را بگير» و «هزينه‌ي کلاس‌هايت پرداخت شد» باشد يعني بايد منتظر يک اتفاق ناخوشايند در اين خانواده بود. اين اتفاق دور شدن هر روز نوجوان از والدينش است.

 هيچ‌چيز در يک خانواده مهم‌تر از ارتباط اعضاي خانواده با هم نيست و هيچ چيزي نبايد جايگزين مکالمه و صحبت کردن باشد. گذاشتن زماني براي در کنار هم بودن و صحبت کردن، نوجوان را به خانه برمي‌گرداند و احتمال آسيب او را کاهش مي‌دهد. بنابراين سعي کنيد حتماً زماني را براي صحبت با او اختصاص دهيد. سعي کنيد يادتان باشد صحبت‌هاي‌ دوستانه باشد نه آمرانه. براي اين کار دامنه‌ي علائق او را شناسايي کنيد و در آن زمينه اطلاعاتي را به دست آوريد. صحبت با نوجوان درباره‌ي مسائل مورد علاقه‌اش شما را به او بيشتر نزديک مي‌کند و درهاي بسته‌ي رابطه را به سوي شما باز مي‌کند.

 

مقايسه نکنيد!

قبول کنيم نوجوان ما فردي منحصر به فرد است؛ او خودش است و بس. توانايي‌ها و ضعف‌ها، احساسات، خواسته‌ها و تماميت وجود او با ديگران متفاوت است. بنابراين مقايسه کردن هيچ‌کس با ديگري امکان‌پذير نيست. شايد باورش براي‌تان سخت باشد که بپذيريد همين مثال زدن موفقيت‌هاي نوجوانان هم‌سن‌‌وسال او و گفتن اين‌که «مگه تو از اونا چي کم داري؟» يکي از داس‌هايي است که با آن به ريشه‌ي رابطه‌تان با نوجوان مي‌زنيد. به جاي اين کارها سعي کنيد به او در شناخت استعدادها و توانايي‌هايش کمک برسانيد و بستري را فراهم کنيد تا او راحت‌تر بتواند توانمندي‌هايش را رشد دهد.

 

با او مشورت کنيد!

          به جاي تحميل مسائل با  او مشورت کنيد و از او نظر بخواهيد. در امور ساده و روزمره‌ي منزل، برنامه‌ريزي‌هاي‌تان براي خريد کردن و غيره تا حد امکان از سليقه‌ي او هم استفاده کنيد و در انجام کارها از او همفکري بخواهيد. اين کار شما باعث مي‌شود مشورت کردن را ياد بگيريد. بنابراين در تصميم‌گيري‌هاي مربوط به خودش با شما مشورت خواهد کرد. دقت کنيد اگر از شما مشورت خواست اول شنونده‌‌‌ي خوبي باشيد. به‌خوبي گوش دهيد و فوري شروع به نصيحت نکنيد. بعد از اينکه خوب همه‌ي حرف‌ها و احساساتش را درک کرديد، راهنمايي‌هايي را که لازم مي‌بينيد به او ارائه دهيد و به جايش تصميم نگيريد بلکه به او پيشنهاد بدهيد و نهايتاً مسئوليت تصميم‌گيري را به خودش واگذار کنيد.

احساساتش را بپذيريد!

 والدين مي‌بايستي از برخوردهاي منفي و شديد و كوچك جلوه دادن احساسات نوجوان يا گفتن اينكه چقدر اشتباه كرده است، پرهيز کنند. مثلاً مسخره کردن نوجوان‌تان وقتي از شکست تيم مورد علاقه‌ي ورزشي‌اش ناراحت است، يکي از آن درک نکردن احساسات است. به جاي اينکه به او بگوييد «خوب حالا از بردوباخت اون تيم چي به تو مي‌رسه؟» سعي کنيد شدت علاقه‌ي او را به تيم ورزشي مورد علاقه‌اش درک يا لااقل سکوت کنيد. مسخره کردن او يا بي اهميت جلوه دادن احساساتش باعث بي‌اعتماد شدن او به شما مي‌شود و حس مي‌کند دنياي شما خيلي از او دور است، او را نمي‌فهميد و نمي‌تواند در بقيه‌ي زمينه‌ها نيز روي شما حساب کند. پيش‌بيني مي‌کند مسخره‌اش خواهيد کرد يا درکش نمي‌کنيد.

 به‌‌‌اندازه نصيحت کنيد!

خيلي از والدين وظيفه‌ي اصلي پدر يا مادر بودن‌شان را در نصيحت کردن به نوجوان‌شان خلاصه مي‌کنند. آنها در صورت بروز مشکل براي نوجوان هميشه با شکايت از وضع پيش آمده با ناراحتي اين جمله را مطرح مي‌کنند «باور کنيد خودم اندازه‌ي يک روان‌شناس مي‌دونم. بارها نصيحتش کردم گفتم اين کارو نکن ولي گوش نداد». غافل از اين‌که خيلي اوقات نوجوانان سؤال و جواب‌ها و نصيحت‌هاي تکراري والدين را کاملاً ديوانه‌کننده مي‌دانند. آنها در برابر سؤال جواب‌هاي بي‌انتهاي والدين‌شان جوابي سرسري مي‌دهند يا دقيقاً به والدين چيزي را مي‌گويند كه آنها مي‌خواهند بشنوند نه واقعيت را. 

 

به نوجوان‌تان مسئوليت بدهيد!

 به فرزند نوجوان‌تان مسئوليت‌هايي را واگذار کنيد. انجام دادن همه‌ي کارهاي او شما را به پدر و مادر نمونه تبديل نمي‌کند، بلکه از فرزندتان يک نوجوان بي‌مسئوليت خواهد ساخت. بنا براين سعي کنيد به او مسئوليت‌هايي بدهيد و انجام کارهايش را به خودش واگذار کنيد. اجازه دهيد با عواقب خوب يا بد اين مسئله خودش روبه‌رو شود. از طرفي، دليلي ندارد مدام به او دستور دهيد و به او گوشزد کنيد کارهايش را انجام دهد. به جاي تكرار دستورات، که باعث رنجش و عصبانيت او مي‌شود بهتر است آنها را قانونمند کنيد و پاداش و تنبيهي برايش در نظر بگيرد  و بقيه را به خودش واگذار کنيد.

 

الگوي مناسبي باشيد!

 يک اصل مهم اين است که بچه‌ها بيشتر از اينکه حرف‌هاي ما را گوش دهند و به خاطر بسپارند، کار‌هاي ما را مي‌بينند و ياد مي‌گيرند. پدر و مادري که به‌راحتي دروغ مي‌گويند نمي‌توانند صداقت را از نوجوان‌شان انتظار داشته باشند.

روشن صحبت کنيد!

گاهي خيلي از مشکلات بين والدين و نوجوانان به اين خاطر است که والدين موضع‌گيري روشن و دقيقي ندارند. والدين بايد درباره‌‌ي قوانين و مقررات خانه دقيق و واضح صحبت کنند و مثلاً خواسته‌هاي‌شان را درباره‌ي رابطه با دوستان و همکلاسي‌ها، زمان برگشتن به خانه، شرکت در مهماني‌ها، استفاده از اينترنت، موبايل و... به روشني مطرح کنند.

 

 نوجوان‌تان را بپذيريد!

پذيرش به معناي تأييد بي‌چون چراي نوجوان و همه‌ي خواسته‌هايش نيست بلکه به معناي دوست داشتن نوجوان و جدا کردن عمل و رفتار از خود نوجوان است. به اين معنا که حتي زماني كه رفتار نوجوان‌تان را قبول نداريد، به او بگوييد او را دوست داريد، مي‌پذيريد، برايش احترام قائل هستيد و مشکل شما با رفتار او يا اشتباهي است که انجام داده است. بايد نشان دهيد کار او را دوست نداريد نه خودش را.